اما برگرديم به ديونيزي دوم كه رساله‌اي درباب طاعون 1348 ـ 1350 نوشت و آن گزارشي‌ است باليني و در آن معالجات و روش‌هاي به كار رفته توسط موٴلف يا همكارانش و نتيجه‌ٴ آن در هفت باب مورد بررسي قرار گرفته‌است‌. او خود پيش از آن‌كه بتواند عده‌ٴ زيادي را معالجه كند، قرباني طاعون شد. بسياري از معالجاتي كه به كار برده درمان‌هاي عاميانه بوده‌است و برخي از آنها تركيبات خوشايندي بود كه در معالجات عاميانه‌ٴ هر كشوري وجود دارد. به آساني مي‌توان‌ تصور كرد كه دراثناي هيجان ناشي از طاعون‌، هرگونه دارويي موردآزمايش قرار مي‌گرفت و ممكن بود (يا گمان مي‌رفت‌) داروهاي نفرت‌انگيز عاميانه برخي بيماران را معالجه كند.

فرانچسكو دي گانِليس‌

فرانچسكوي بولونيايي‌، پزشك ايتاليايي (وفات‌: پس از سال 1351).
او در سال 1347 از دانشگاه بولونيا دانش‌نامه‌ٴ پزشكي گرفت و در سال 1351 در پروجا استاد پزشكي شد. مدتي پس از انتصابش‌، رساله‌اي درباره‌ٴ پيشگيري از بيماري به دانشگاه پروجا عرضه كرد، كه در سه بخش است و بخش سوم در رد جوواني دي پناي ناپلي (چهاردهم ـ 1). يوشع بولونيايي آن را به عبري ترجمه كرد.
يك مقاله‌ٴ مسائل پزشكي و ذيلي بر دستور مراقبت از بيماران بحراني آرنولد ويلانووايي هم به‌ او منسوب است‌.

دينو ديني

دام‌پزشك ايتاليايي اهل فلورانس (برآمدنش 1352 ـ 1359).
او در نوزدهم ژانويه‌ٴ 1352 به نوشتن رساله‌اي در فن دام‌پزشكي به زبان ايتاليايي پرداخت‌ و آن را در بيست و نهم دسامبر 1359 به اتمام رساند. اين كتاب بيشتر اقتباسي بود از فن بيطاري وگتيوس (چهاردهم ـ 2)، كه در آن از ارسطو، تئودوريك بورگونديايي (سيزدهم ـ 1)، جوردانو روفو (سيزدهم ـ 2) و غيره نام مي‌برد. او تجارب خوبي داشت‌، زيرا از نسل سوم‌ خانواده‌اي از دام‌پزشكان فلورانسي به شمار مي‌رفت‌. پدربزرگش دينو دي پيترو ديني نعل‌بند بود و سه پسران او كريستفانو، پيترو و آگستينو هم همين‌طور؛ كريستفانو پدر دينو بود و به اين‌ ترتيب نام اجدادي دينو دي پيترو ديني تكرار شده‌بود. به‌علاوه‌، او از نعل‌بندان و دام‌پزشكان‌ ديگري هم نام مي‌برد، كه آنان را از طريق ديگري نمي‌شناسيم و اين نشان مي‌دهد كه سنّت‌ دام‌پزشكي تا حد زيادي نامكتوب بوده است (و اين چيزي است كه مي‌توان انتظارش را داشت‌). مثلاً از مينوتچوي آرتسويي‌، دام‌پزشك گويدو اسقف آن شهر نام مي‌برد؛ از پيتروي كرتنه‌اي‌ كارشناس اخته‌كردن اسب‌؛ از گوليلمو اوتچي دالا اسكارپراي فلورانسي استاد نعل‌بندي‌، به‌ويژه‌ در موارد مشكل و جز اينان‌.